تبليغاتX
گنجشک خیس -
 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 



 

 

 

دوري مي تواند بوي تو را با خود ببرد

اما بودنت را نه !

دوري مي تواند صدايت را با خود ببرد

اما

تكرار نام تو را در حفره هاي مغزم

هرگز!

من مي توانم بي تو زندگي كنم

اما

نقاشي هاي بسياري مي ميرد

شعرهاي بسياري سروده نمي شود

و من

هر شب

پاهايم را به ديوار مي كوبم

تا دردشان كمتر شود

من مي توانم بي بوي تو

بي شنيدن صدايت

بي دستهايت زندگي كنم

اما...

من مي توانم اما

دشوار است

دشوار!

 

 پ.ن

- این شعر خیلی قدیمیه. شاید سه یا چهار سال قبل. درست زمانی که مامان مریض بود. پس هیچ ربطی به حال و روز الانم نداره. فقط چون دوسش داشتم گذاشتمش اینجا.

- از فریبا دیندار ممنونم. خودش می دونه چرا.

- از همه اونایی که پست قبلی نگرانشون کرده بود عذرخواهی می کنم. من حالم خوبه. خوب خوب .

- هی دوستی که امروز یه خبر خوب شنیدی و خوشحالی . من هم از خوشحالی تو خوشحالم. اما کاش رمز موفقیتتو به من هم می گفتی . می دونم اونی که گفتی نبود. بی خیالی شبیه برف سرده. این اون چیزی نیست که می تونه زندگی رو گرم کنه.

 -

آدمها چهار دسته اند :

آناني كه وقتي هستند هستند وقتي كه نيستند هم نيستند.

آناني كه وقتي هستند نيستند وقتي كه نيستند هم نيستند.

آناني كه وقتي هستند هستند وقتي كه نيستند هم هستند .

آناني كه وقتي هستند نيستند وقتي كه نيستند هستند .

 

 

+نوشته شده در سه شنبه 15 بهمن1387ساعت16:0توسط مرضیه احرامی | |