...
حال مرا هر کس که می پرسد بگو خوب است!
اشکش روان، اندوه جاری، زخم ها کاری ست...
دهلوی
پ.ن:
- بروم یک جای دور، خیلی خیلی دور
...
حال مرا هر کس که می پرسد بگو خوب است!
اشکش روان، اندوه جاری، زخم ها کاری ست...
دهلوی
پ.ن:
- بروم یک جای دور، خیلی خیلی دور
...
زندگی سختتر از توان من شده. هرگز اینقدر عاجز و غمگین نبودم. حس میکنم قلبم تبدیل شده است به یک تکه آهن. نفسهایم دردناک شده و اشک امانم را بریده. خستهام. خسته و ناتوان.
...
من به تن دردم نیست
یک تبِ سرکش،
تنها پکرم ساخته و دانم این را که چرا
و چرا هر رگِ من از تنِ من سفت و سقط شلاقیست
که فرود آمده سوزان
دم به دم در تنِ من.
تن من یا تن مردُم، همه را با تن من ساختهاند
و به یک جور و صفت میدانم
که در این معرکه انداختهاند.
نیما
پ.ن:
- خودم را نمیشناسم. بسیار درمانده، بسیار خسته، بسیار ناتوان.
...
اندوه من
اندوه گيل گمش است
– بدان هنگام كه به خاك بي شفقت باز آمد.-
بر گستره ي خاك شبح ناك ما
هر انساني آدم ابوالبشر است.
جهان با او آغاز مي شود
و با او به پايان مي رسد.
هلاليني از سنگ
ميان بعد و قبل
براي لحظه اي كه بازگشت ندارد.
«من انسان نخستينم و انسان آخرين.» –
و همچنان كه اين سخن بر زبانم مي گذرد
لحظه
بي جسم و بي وزن
زير پايم دهان مي گشايد و بر فرازسرم بسته مي شود.
و زمان ناب
همين است!
#شاملو
پ.ن:
- دلم مادرم را میخواهد تا توی بغلش گم شوم و پیدا نشوم.
...
خودم را نظاره میکنم و به وحشت میافتم. هرگز خود را اینگونه مجروح زخمهای لاعلاج ندیده بودم. هر بار میگویم این بار آخر است. این رویی که زندگی نشانت میدهد روی خوب است و دیگر قرار است روال روی خوبی و آرامش باشد. هر بار خودم را گول میزنم، گول میخورم. من مدام زخمی میشوم. مدام دلم میشکند. مدام میافتم و آرامش آنقدر دور است که دیده نمیشود.
پ.ن:
- دو کلمه مدام توی سرم میچرخد. دو کلمه که من را با آن توصیف کردهاند. شاید واقعیتِ من همین دو کلمه است.
- عوارض داروهای جدید افسردگی، اضطراب، گرفتگی عضلات و سردرد است. صبح بیدار میشوم و شبیه آدمی که قرار است برای اعدام فرستاده شود مضطربم. این قرصها من را خوب نمیکند، این قرصها من را متلاشی میکند.
- تقویم میگوید ده روز گذشته اما بر تن و روح من هزار سال گذشته. چطور دوام میآورم؟.
...
گمان میکردم آنکه دوستم دارد
حتی اگر غرق در تاریکیام باشم دوستم خواهد داشت
حتی اگر پر از زخم باشم
حتی اگر قادر به دوست داشتن خودم نباشم
او با وجود همه اینها دوستم خواهد داشت...
اما نه، هیچکس خود را به مخاطره نمیاندازد
و دستش را داخل چاه نمیبرد.
تاریکی تنها برای ماست...
#محمود_درویش
هی پروانه کوچک